دلسا جوندلسا جون، تا این لحظه: 13 سال و 2 ماه و 29 روز سن داره

هدیه خدایی من

دلسا و یه روز گرم تابستونی

دلسای نازنینم:     از اونجایی که این روزها هوا خیلی گرم شده ، و تو هم خیلی گرمایی هستی     من و بابا تصمیم گرفتیم     در یک روز گرم تابستونی ببریمت توی حیاط تا هم یه کمی سرگرم بازی بشی     و هم آب تنی کنی...(البته یه کمی هم شجاع بشی، آخه یه کمی از آب میترسی )     هر چند یه مدتی که گذشت ، از آب تنی کردن ، خیلی خوشت اومد   و همه آبها رو پاشیدی این طرف و اون طرف عسیسسسسم       و اینم دلسای خوشحال از آب بازی     ...
16 تير 1393

جشن دندونی عشق کوچولومون

دلسا جون : بالاخره در تاریخ 1/4/93 بعد از اینکه دومین مرواریدت جوونه زد   برات جشن دندونی گرفتیم   چه شب زیبایی بود...   خیلی خوش گذشت...   خانواده پاپا و مامانی و خاله جونا هم بودن .   البته اولش چون  تازه از خواب ناز بیدار شده بودی   یه کمی اخمو بودی    ولی از اونجایی که عاشق جشن و شادی هستی   بعد از کمی حالت خوب خوب شد و تا آخر شب همراهیمون کردی   فرشته کوچولوی زندگیمون :   رویش مرواریدهای قشنگ و سفیدت مبارک   من و پاپا و کل خانواده عاشقتیم هوارتااااااا...
8 تير 1393

پرنسس زیبایم، ده ماهگیت مبارک...

دلسای نازنینم:   ده ماه از بودن پر از عشقت در کنارمون میگذره و در این ده ماه من و بابا   هر لحظه شاهد   قد کشیدن و بزرگ شدنت هستیم و چه دوست داشتنی است   لحظات بودنت در زندگیمون...   تو این روزا هر روز یه کار جدید و جالب یاد میگیری و خودتو پیش ما عزیز و عزیز تر میکنی   مثلا تازگیها صدای کلاغ رو یاد گرفتی...   بهت میگیم هاپو چی میگه و تو میگی هاپ ، هاپ   وقتی میگیم بای بای کن دستاتو تکون میدی...   دیگه دستتو به میز و هر جایی بتونی میگیری و بلند میشی...   وقتی آینه رو میبینی با زبون خودت می ...
3 تير 1393

اولین حرکت چهاردست و پای دلسای عزیزمممم

دلسای خوبم :   عشقم ، نفسم، عمرم ، ستاره درخشانم ، ماه تابانم ، قلبم ، همه زندگیم :   در تاریخ 14 خرداد تو اولین حرکت چهار دست و پات رو رفتی   و من و بابا مانی رو خیلی ذوق زده کردی.   آخه مدتی بود که ما منتظر این حرکتت بودیم...   هر چند که حدودا از یه ماه پیش سعی میکردی که چهاردست و پا بری   ولی زود خسته می شدی و  ترجیح میدادی که بشینی ...   البته قبل از این تو حالت نشسته جلو می رفتی و خودتو به اسباب بازی هات   میرسوندی ،   به همین خاطر ما فکر میکردیم که تو از اون دسته نی نی هایی هستی  ...
22 خرداد 1393

عشقولانه های من و دلسا

دلسای خوبم:   روزهایی که میگذره ما زیباترین لحظات  رو در کنار تو تجربه میکنیم .   هر چند که این روزها تو بیشترن وقت من و بابا رو به خودت اختصاص دادی .   تا جایی که دیگه وقت سر خاروندن هم نداریم   خانوم کوچولوی من:   من در کنار تو هر روز  عشقولانه های زیادی رو تجربه میکنم و بعضی   از لحظات اونقدر برام شیرین   میشه که دوست دارم بنویسم تا یادگار بمونه.   - عشقولانه من و تو وقتیه که صبح که از خواب پا میشم   وجود ناز تو رو رو در کنارم     میبینم و تو اونقدر آروم و معصومانه در...
4 خرداد 1393

نهمین سالگرد ازدواجمون و نهمین ماه تولد ستاره زندگیمون

عشقم:   21 اردیبهشت  نهمین سالگرد ازدواج من و بابا بود.   9 سال پر از خاطره های قشنگ و دوست داشتنی مثل وجود زیبای تو...   و خیلی جالب اینکه همزمان شده بود با نهمین ماه تولد عشق زندگیمون.   به همین خاطر تصمیم گرفتیم بریم خونه بابایی و یه جشن کوچیک   بگیریم.   دختر زیبایم:   توی این سالها که از ازدواجمون  میگذره همیشه و همیشه بابا مانی     کنارم بوده و هست و هیچ وقت منو توی سختیها تنها نذاشته...   و حالا من ، از چنین همسر و پدر مهربونی ممنونم   بخاطر تمام فداکاریها و لطف...
30 ارديبهشت 1393

قند عسلم هفت ماهگیت مبارککککک

دلسای مهربونم:     این روزها هفت ماه از بودنت در کنارمون میگذره و من و بابا چه عشقی میکنیم از داشتن         هدیه ای مثل تو...   وقتی به چشمان پاک و معصومت می نگرم سر سجده بر آستان دوست فرود می آورم         و او را هزاران هزار بار شکر می گویم بخاطر وجود گلی چون تو در زندگیمان      گل زندگیم:     توی هفت ماهگی وزنت 9 کیلو بود     در این ماه دیگه کاملا میتونی بدون کمک بشینی .     خیلی وابسته به من شدی و وقتی از پیشت میرم میزنی زیر...
18 ارديبهشت 1393

نفسم ، عشقم ، همه زندگیم هشت ماهه شد

دخترک زیبا روی من:   هشت ماهگیت مبارک عزیز دلم   توی این ماه وزنت 10 کیلو شده. واااااااااااای چقدر خوشحالم که وزنت  دو رقمی شد   از کارای این ماهت بگم که تازه یاد گرفتی:   مامانی بهت یاد داده که بالش میذاری روی پات و با زبون خودت لالایی می خونی و دستای   کوچیت رو میرنی روی بالش که مثلا داری نی نی رو لالا میکنی. قربونت برم که خیلی ناز این   کارو انجام میدی   دیگه وقتی بهت میگیم دست بده ، دستت رو دراز میکنی و دست میدی   عسلم: یه کاری که خیلی خیلی دوست دارم و یکی دو روزه که یاد گرفتی اینه که بهت میگیم &n...
14 ارديبهشت 1393

وااااااااااای اولین مروارید نفسم جوونه زد

دلسا جووووون، عشقم:                                               مبارکههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه     بالاخره بعد از چند ماه سختی کشیدن ،   مروارید کوچولوت   در تاریخ 93/2/13    وقتی 8 ماه و 26 روزت بود، جوونه زد.     وااااااااااااااای خدای من خیلی خیلی  خیلی خوشحالم.   مدتهاست ک...
14 ارديبهشت 1393